ترانه =)

خاطرات دانشجویی

آش مامان پز

مامان واسه افطار می خواد آش درست کنه =)

کلی مهمون داریم! مثلا اومده بودم یکم استراحت کنم =|

نزدیکای افطار می رسن تا پاسی از شب =|

۰۲ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۳ موافقین ۲ مخالفین ۰
ترانه خاتون

بالاخره تموم شد

بالاخره امتحانات میانترم تموم شد =|

نفسمون برید =_=

بازم شکرت =)

۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
ترانه خاتون

دلم تنگه

اعتراف می کنم دلم برای مامانم تنگ شده =(

هر وقت مریض میشم و کسی نیست که برام سوپ درست کنه بالا سرن بشینه داروهامو بهم بده بیشتر نبود مامانم حس میشه =(

۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۴۶ موافقین ۲ مخالفین ۰
ترانه خاتون

روز اول

هوا خوبه و این یعنی با خیال راحت امتحان میدم و بر میگردم =)
معمولا همیشه تشنه میشم =|
۲۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۰۹ موافقین ۲ مخالفین ۰
ترانه خاتون

من مانده ام تنهای تنها

امسال اولین رمضانی میشه که کنار خانواده نیستم =(

۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۰۲ موافقین ۲ مخالفین ۰
ترانه خاتون

هنوز زنده ایم!!

فقط خواستم بگم زیر بار این همه امتحان هنوز زنده ایم!

خدایا شکرت =)

۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۳ موافقین ۲ مخالفین ۰
ترانه خاتون

سخته =(

امتحانات شروع شده و من اصلا حوصله ندارم بخونم =|

خیلی فشرده و سخت!! من فقط با امتحانات عملی کنار میام!!

۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۲۵ موافقین ۳ مخالفین ۰
ترانه خاتون

فقط 5 صفحه

5 صفحه بیشتر نمونده تا تموم کردن کتاب جدید =)

۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۲۳ موافقین ۴ مخالفین ۰
ترانه خاتون

بعضی جاها

بعضی جاها بعضی وقتا گذر زمان حس نمیشه. کهف از همون جاهاست. ساعت ها اونجا باشی اصلا متوجه نمیشی. اصلا....

۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۱۹ موافقین ۲ مخالفین ۰
ترانه خاتون

کهف الشهدا

میخوام برم کهف =)

واسه همه دعا میکنم حتی شما دوستای مجازی =)

۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۰۸ موافقین ۴ مخالفین ۰
ترانه خاتون